۱. جوانه.
۲. گوساله یا کرهالاغ: ◻︎ چنان ببینی تاول نکرده کار هگرز / به چوب رام شود یوغ را نهد گردن (اورمزدی: صحاحالفرس: تاول).
هر نوع برآمدگی که در اثر سوختگی یا ساییده شدن در پوست بدن بهوجود میآید و روپوست از لاپوست جدا میشود و مایعی در میان آن دو جمع میشود.
(وِ) (اِ.) خر و گاو جوان .
(وَ یا وِ) (اِ.) برآمدگی و تورم پوست بر اثر سوختگی یا ساییدگی .
برجستگی پوستی حاوی مایع آبگون (serous fluid) و گاه خون یا چرک
تکیه ای: tâvel
طاری: dâvel
طامه ای: tâvel
طرقی: dâvel
کشه ای: toval
نطنزی: tovel / tâvel
آبله، آماس، برآمدگی