Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاه کردن

تلفظ بین المللی : /tˈɑh kˈardan/ تلفظ :‌ [t'Ah k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • زبان تازه کردن
  • سرخ کردن تابه ای
  • سنگ تاب کردن
  • ایین تازه ای ابتکار کردن
  • امید تازه پیدا کردن
  • بی تاج و تخت کردن
  • بدین تازه وارد کردن
  • تا اخر ایستادگی کردن
  • تا اخر ایفا کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تاه کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تا کردن. خم کردن. لا زدن. دولا کردن. رجوع به «تا» و «تاه » شود.

فرهنگ فارسی

تا کردن خم کردن .

مترادف و متضاد

ruff (فعل)تاه کردن، چروک کردنfold (فعل)بهم امیختن، پیچیدن، تابیدن، در اغل کردن، جا کردن، تا کردن، بشکست خود اعتراف کردن، تاه کردن، تاه زدن، تاه خوردن، بکسب یا شغل پایان دادنruffle (فعل)بر هم زدن، ژولیده کردن، گره زدن، ناهموار کردن، براشفتن، تاه کردن، چروک کردن، موجدار کردنply (فعل)دولا کردن، تاه کردن، تردد کردن، رفت و آمد کردن، چند لا کردنlap (فعل)پیچیدن، حریصانه خوردن، تاه کردن، لیس زدن، شلپ شلپ ...

کلمات مرتبط

  • زبان تازه کردن
  • سرخ کردن تابه ای
  • سنگ تاب کردن
  • ایین تازه ای ابتکار کردن
  • امید تازه پیدا کردن
  • بی تاج و تخت کردن
  • بدین تازه وارد کردن
  • تا اخر ایستادگی کردن
  • تا اخر ایفا کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات