تانی . (ع ص ) مقیم بجایی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || دهقان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ، تُنّاء. (منتهی الارب ).
اسم
سستی
تاخیر
آهسته، کند، یواش
درنگ کردن، تاخیر کردن، سستی کردن
آهستگی، ایست، تاخیر، تمجمج، درنگ، طمانینه، کندی، مکث
۱. آهستگی، ایست، تاخیر، تمجمج، درنگ، طمانینه، کندی، مکث
۲. آهسته، کند، یواش
۳. آهستگی
۴. تاخیر
۵. سستی
۶. درنگ کردن، تاخیر کردن، سستی کردن