معانی کلمه : تانه
لغت نامه دهخدا
تانه . [ن َ ] (اِخ ) تلفظ ترکی تانا (رود). رجوع به قاموس الاعلام ترکی و «تانا» شود.
تانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) تان باشد. (جهانگیری ) (برهان ). تان و تار نقیض پود. (ناظم الاطباء). نقیض پود است و آن تارهایی است که جولاهگان برای بافتن مهیا کنند. (برهان ).
فرهنگ عمید
تار۱#NAME?
= تار۱
فرهنگ فارسی
( اسم ) تاری که جولاهگان برای بافتن مهیا کنند مقابل پود.
موضعی است در هند که در مشرق آن دو قصبه است .
موضعی است در هند که در مشرق آن دو قصبه است .
دانشنامه عمومی
تانه• کد پستی• 400 6xx• پیش شماره• +022• پلاک خودرو• MH-04
در ठाणे
• تراکم جمعیت
• ۱۶٬۹۱۸ بر کیلومتر مربع (۴۳٬۸۱۷ بر مایل مربع)
در ठाणे
• تراکم جمعیت
• ۱۶٬۹۱۸ بر کیلومتر مربع (۴۳٬۸۱۷ بر مایل مربع)
wiki: تانه
گویش مازنی
تار الیاف پارچه
/taane/ تار الیاف پارچه
