Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تازیانه

تلفظ بین المللی : /tˈɑziˌɑneː/ تلفظ :‌ [t'Azi,Ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • تازیانه 9 تسمه ای
  • تازیانه خوردن
  • تازیانه دسته کوتاه
  • تازیانه زدن
  • تازیانه زن
  • تازیانه زنی
  • تازیانه ٔ آتش
  • تازیانه ٔ اتش
  • تازیانه ٔ زرین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

تازیانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) تازانه. ( برهان ). آنچه بدان اسب را زنند بهندی ، گورا. ( غیاث اللغات ). تابیده کلفت چرمی یا ریسمانی با دسته چوبی یا غیر آن که برای راندن چهارپا و زدن مقصر بکار می رود. ( فرهنگ نظام ). شلاق و قمچی است. ( فرهنگ نظام ) ( ناظم الاطباء ). تازیانه و تازانه ، بعضی اول مخفف ثانی گفته اند . ( آنندراج ). دکتر محمّد معین در حاشیه برهان ج 1 ص 459 آرد: زباکی ، تزیانه بمعنی تازانه ...

فرهنگ عمید

تسمۀ چرمی با دستۀ چوبی که هنگام اسب تاختن به دست می گیرند یا با آن کسی را کتک می زنند، شلاق.

فرهنگ معین

(نِ ) (اِ. ) شلاق ، تسمة چرمی که با آن چهارپایان را هنگام تاختن بزنند.

دانشنامه آزاد فارسی

(یا: شلاق؛ قَمچی) تسمه ای چرمی باریک، یا بافته ای از چند تسمۀ چرمی که معمولاً دسته ای چوبی دارد و برای تنبیه بدنی افراد یا رام کردن و راندن چهارپایان، به ویژه اسب، به کار می رود. امروزه، بیشتر تازیانه ها را از تسمه یا کابل لاستیکی می سازند.wikijoo: تازیانه...

فرهنگ فارسی

شلاق، تسمه چرمی بادسته چوبی برای کتک یاتاختن اسب
( اسم ) آنچه بدان چهار پایان را زنند و رانند شلاق قمچی.یا تازیان. آتش حدت زبان. آتش . یا تازیان. زرین اشع. خورشید.

مترادف و متضاد

سوط، شلاق، طره، قمچی، مقرعه

lash (اسم)ضربه، تسمه، طعنه، شلاق، تازیانهwhip (اسم)شلاق، تازیانه، ضربهیا تکانشلاقی، ضربه ناگهانی و شدید، حرکت تند و سریع و با ضربتflagellum (اسم)تاژک، شلاق، تازیانه، گیاه بالارونده و پیچیscourge (اسم)بلاء، شلاق، تازیانه، گوشمالی، وسیله تنبیهrawhide (اسم)تازیانه، پوست خام، پوست دباغی نشده...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تابیده چرمی یا غیر چرمی برای مجازات خطاکاران و غیر آن را تازیانه گویند. در فقه از آن در باب صوم و حدود سخن رفته است.تازیانه، تابیده ای چرمی یا ریسمانی است که برای راندن چارپایان، تنبیه خطاکاران و مانند اینها از آن استفاده می شود و به آن شلاق و قَمچی نیز گفته می شود. تازیانه در زبان عربیدر عربی با چند واژه از آن یاد شده است؛ از جمله: ← سَوْطواژه جَلْد در اصطلاح فقه و متون دینی بر کیفری خ...

واژه نامه بختیاریکا

قمچی

کلمات مرتبط

  • تازیانه 9 تسمه ای
  • تازیانه خوردن
  • تازیانه دسته کوتاه
  • تازیانه زدن
  • تازیانه زن
  • تازیانه زنی
  • تازیانه ٔ آتش
  • تازیانه ٔ اتش
  • تازیانه ٔ زرین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات