Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تازی

تلفظ بین المللی : /tˈɑzi/ تلفظ :‌ [t'Azi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • تأزی
  • تازی خاکستری
  • تازی بویی
  • تازی دار
  • تازی درشت اندام
  • تازی شکاری
  • تازی شکاری پاکوتاه
  • تازی مخصوص شکار خرگوش
  • تازی مخصوص شکار روباه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

تازی . (اِخ ) بقول ابن بطوطه شهری به مراکش بمشرق فاس .

تازی. ( ص نسبی ، اِ ) عربی باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( شرفنامه منیری ). عرب ، کسی که درعربستان میماند. ( فرهنگ نظام ). وجه اشتقاق : فرزانه بهرام بن فرزانه فرهاد تاز، نام یکی از پسران سیامک بوده و تازیان از نسل اویند و از بعضی تواریخ نیز چنین معلوم میشود که تاز پسرزاده سیامک بن میشی بن ک...

فرهنگ عمید

۱. عرب.
۲. عربی.
۳. (اسم، صفت) اسبی از نژاد عربی.

نوعی سگ شکاریِ بسیار دونده و تیزرو با بدن لاغر و پاهای دراز.

۱. عرب.
۲. عربی.
۳. (اسم، صفت ) اسبی از نژاد عربی.
نوعی سگ شکاریِ بسیار دونده و تیزرو با بدن لاغر و پاهای دراز.

فرهنگ معین

(اِ.) سگ شکاری .

(ص .) 1 - عرب ، عربی . 2 - زبان عربی .

(اِ. ) سگ شکاری .
(ص . ) ۱ - عرب ، عربی . ۲ - زبان عربی .

فرهنگ فارسی

تازیک، عرب، اسب تازی:اسب عربی، تازیان جمع ، نوعی سگ شکاری که بدن لاغروپاهای درازوتیزرودارد
( اسم ) سگ شکاری
تازی عنه بازگشت از وی برای حوض ساختن .

دانشنامه عمومی

(گنابادی) حمله، هجوم.

تازی، تازنده، تازیک یا تاژیک، نامی است که ایرانیان به عرب ها دادند. در معنا و اتیمولوژی این واژه اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را کوتاه شده واژه تازنده از مصدر تاختن می دانند؛ از آنجا که راهزنان عرب تبار مدام به سرزمین های ایرانی، کاروانان و پاسگاه های مرزی امپراتوری ساسانیان حمله ور می شدند. در این صورت مردمان تازی به معنای مردمانی است که (مدام) می تازند. تفسیری دیگر ا...

مترادف و متضاد

اسم ≠ عجم

عرب ≠ تازیک، عربی

۱. عرب ≠ عجم
۲. تازیک، عربی
۳. زبانعربی ≠ پارسی
۴. سگشکاری ≠ سگ گله، سگ معلم

greyhound (اسم)
تازی، تازی بویی، سگ بازی

arabic (صفت)
عربی، تازی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تازی (تازیان)، در فارسی به معنای عرب، زبان عربی یا مردم عرب است.لفظ تازی و صورتهای دیگر آن: تاچیک، تاجیک، تاژیک، تازیک و تازیگ، ظاهراً از نام قبیله «طی» مشتق شده که همسایه شاهنشاهی ایران و از نیرومندترین قبایل عرب بوده اند و به گواهی مدارک سریانی و یهودی، و از بابت تسمیه کل به اسم جزء، به معنای عرب یا اعراب به طور کلی بوده است. اینگونه تسمیه نظایر دیگری نیز دارد، چنانکه یونانیان و رومی...

کلمات مرتبط

  • تأزی
  • تازی خاکستری
  • تازی بویی
  • تازی دار
  • تازی درشت اندام
  • تازی شکاری
  • تازی شکاری پاکوتاه
  • تازی مخصوص شکار خرگوش
  • تازی مخصوص شکار روباه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات