Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تازه کند بکرآباد

تلفظ بین المللی : /tˈɑzeː kˈonad bekrˈɑbɑd/ تلفظ :‌ [t'Aze: k'onad bekR'AbAd]
لغت نامه دهخدا
  • تازه کند بکراباد
  • تازه کند
  • تازه کند انگوت شهر
  • تازه کند قدیم شهر
  • تازه کند نصرت شهر
  • تازه کند آغ زیارت
  • تازه کند ارشاد
  • تازه کند اسماعیل
  • تازه کند اسماعیل آباد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تازه کند بکرآباد. [ زَ ک َ دِ ب ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان اوزومدل بخش ورزقان شهرستان اهر است که در 8500گزی شمال خاوری ورزقان و 8هزارگزی راه ارابه رو تبریز به اهر واقع است . کوهستانی و معتدل است و 254 تن سکنه دارد، شیعه ، ترکی . آب آن از چشمه . محصول آن غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی گلیم بافی . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4)....

کلمات مرتبط

  • تازه کند بکراباد
  • تازه کند
  • تازه کند انگوت شهر
  • تازه کند قدیم شهر
  • تازه کند نصرت شهر
  • تازه کند آغ زیارت
  • تازه کند ارشاد
  • تازه کند اسماعیل
  • تازه کند اسماعیل آباد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات