Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاریک کردن

تلفظ بین المللی : /tˈɑrik kˈardan/ تلفظ :‌ [t'ARik k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مبهم و تاریک کردن
  • بطور لذت بخشی تحریک کردن
  • تحریک جنگ کردن
  • تحریک و تشجیع کردن
  • تحریک کردن
  • تحریک کردن به
  • تحریک کردن یا شدن
  • تشریک مساعی کردن
  • تحریک کردن شخص
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تاریک کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تیره کردن. تار کردن : اغطاش ؛ تاریک کردن شب را. ( منتهی الارب ) :
گفت اگر در کمند من افتی
پیش چشمت جهان کنم تاریک.
سعدی.
رجوع به تاری کردن شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) تیره کردن تار کردن .

مترادف و متضاد

تار کردن، تیره کردن، ظلمانی کردن ≠ روشن کردن

۱. تار کردن، تیره کردن، ظلمانی کردن ≠ روشن کردن
۲. مبهم ساختن
۳. بغرنج کردن، پیچیده کردن

obscure (فعل)مبهم کردن، تاریک کردن، تیره کردن، گمنام کردنovershadow (فعل)سایه افکندن بر، تاریک کردن، سایه انداختن، تحت الشعاع قرار دادنgloom (فعل)کش رفتن، تاریک کردن، تیره کردن، افسرده شدن، عبوس بودن، دلتنگ بودن، ابری بودنbecloud (فعل)زیر ابر...

کلمات مرتبط

  • مبهم و تاریک کردن
  • بطور لذت بخشی تحریک کردن
  • تحریک جنگ کردن
  • تحریک و تشجیع کردن
  • تحریک کردن
  • تحریک کردن به
  • تحریک کردن یا شدن
  • تشریک مساعی کردن
  • تحریک کردن شخص
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات