تاری . (اِخ ) خدا. (فرهنگ نظام ). تنگری . نام خدای تعالی بزبان ترکی .
تار۴#NAME?
تاریک#NAME?
( ~.) [ تر. قس . تنگری ] (اِ.) خدا.
(ص نسب .) 1 - تیره ، تار.2 - پلید، ناپاک .
( ~.) (حامص .) 1 - کژی ، نادرستی . 2 - گمراهی .
( ~.) (ص نسب .) 1 - آبی که از درخت تار حاصل کنند و آن شربتی باشد که نشأة باده در سر آورد. 2 - درخت تار.
اسم
تاربن
پلید، ناپاک
کژی، نادرستی
تیرگی، کبودی
انحراف، گمراهی
تاریکی، ظلمت، ظلمانی
۱. تاریکی، ظلمت، ظلمانی
۲. تیرگی، کبودی
۳. انحراف، گمراهی
۴. کژی، نادرستی
۵. پلید، ناپاک
۶. تاربن