تارة. [ رَ ] (ع اِ) یک بار و یک مرتبه . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). هنگام . یک بار. اصل آن تأرة و همزه ٔ آن برای کثرت استعمال متروک شده . تارت . ج ،تئر، تارات . (از منتهی الارب ). رجوع به تارات شود.
تارم#NAME?
تار۱#NAME?
تاریک#NAME?
تارَک#NAME?
(رِ یا رَ) (اِ.) نک تارم .
(رِ یا رَ) (ص .) تار، تاریک ، تاری .
( ~.) [ ع . تارة ] (اِ.) دفعه ، مرتبه ، مره . ج . تارات .
تاری تکبلور از جنس فلز یا نافلز که استحکام فوقالعاده زیاد و پهنای حدود یک میکرومتر دارد
چوبی که از وسط سنگ آسیاب می گذرد