تارم . [ رَ ] (اِخ ) نام چند شهر است .(آنندراج ) (انجمن آرا). || شهریست که مردم آنجا همه صاحب حسن می باشند. (برهان ). || نام بلوکی است کوهستانی مابین قزوین و جیلان . || نام قصبه ایست در سرحد فارس و کرمان . (فرهنگ نظام ). شهرکیست بناحیت پارس میان داراگرد و حدود کرمان . جایی با کشت و برز بسیار و نعمت فراخ . (حدود العالم ). || روستایی به آذربایجان . (منتهی الارب ). رجوع به طارم در همین لغت نامه و نزه...
فرهنگ عمید
طارم#NAME?
= طارم
فرهنگ معین
(رَ یا رُ )(اِ. )۱ - خانة چوبین . ۲ - چوب بست که برای انگور و دیگر گیاهان رونده درست کنند.
فرهنگ فارسی
بلوکی است میان قزوین و زنجان که بدو قسمت میشود : تارم بالا تارم پایین. تارم بالا یکی از دهستانهای بخش سیردان شهرستان زنجان است که در دو طرف رودخانه قزل اوزن درقسمت باختری بخش واقع شده. تارم سفلی در قسمت خاوری بخش درطول رودخانه قزل اوزن قرار گرفته است.( اسم ) ۱- خان. چوبین . ۲ - محجر دیوار مانندی که از چوب و آهن سازند و در اطراف باغ گذارند تا مانع از دخول شود. ۳- چوب بندی که برای انگور یا سمین و کد...
گویش مازنی
۱از انواع برنج مرغوب خزری ۲سکوی کنار اجاق هیزمی
/taarem/ از انواع برنج مرغوب خزری - سکوی کنار اجاق هیزمی