معانی کلمه : تاتلی
لغت نامه دهخدا
تاتلی. [ ت ِ ] ( اِ ) سفره و دستار خوان را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). دستار خوان باشد. ( فرهنگ جهانگیری ). دستر خوان. ساروق :
چو خوردم تاتلی برداشت از پیش
دعا و شکر نعمت کرد درویش.
چو خوردم تاتلی برداشت از پیش
دعا و شکر نعمت کرد درویش.
فرهنگ عمید
سفره، دستارخوان: چو خوردم تاتلی برداشت از پیش / دعا و شکر نعمت کرد درویش (شیخ جنید: لغت نامه: تاتلی ).
فرهنگ معین
(تِ لِ ) (اِ. ) سفره ، خوان .
فرهنگ فارسی
( اسم ) سفره دستار خوان .
سفره و دستار خوان را گویند دستار خوان باشد .
سفره و دستار خوان را گویند دستار خوان باشد .
