Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تابش

تلفظ بین المللی : /tˈɑbeʃ/ تلفظ :‌ [t'AbeS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • تابش اتمی
  • تابش زاویه
  • تابش سنج
  • تابش علی
  • تابش فرابنفش
  • تابش فروسرخ
  • تابش افتاب
  • تابش خیره کننده
  • تابش دار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تابش. [ ب َ / ب ِ ] ( اِمص ) روشنی و فروغ آفتاب و شمع و پرتو آتش. ( آنندراج ) ( برهان ) ( انجمن آرا ).بریص ؛ درخش و تابش چیزی. ( منتهی الارب ) : به گرز نبردی بر افراسیاب کنم تیره گون تابش آفتاب.فردوسی.بخشکی رسیدند چون روز گشت گه تابش گیتی افروز گشت.فردوسی.همان تابش ماه نتوان نهفت نه روبه توان کرد با شیر جفت.فردوسی.چو از لشکر آگه شد افراسیاب برو تیره شد تابش آفتاب.فردوسی.چو گردن بپیچی ز فرمان شاه م...

فرهنگ عمید

۱. تابیدن، درخشش.
۲. (اسم ) روشنایی و گرمی آفتاب یا آتش، فروغ، پرتو.

فرهنگ معین

(بِ ) (اِمص . ) روشنی ، فروغ ، درخشش .

دانشنامه آزاد فارسی

تابِش (radiation)در فیزیک، گسیل انرژی تابشی به صورت ذره یا موج. بعضی از نمونه های آن عبارت اند از گرما، نور، ذرات آلفا، و ذرات بتا. همۀ اجسام گرم، گرما (تشعشع فروسرخ)تابش می کنند. گرمای تابیده شده هیچ نیازی به محیط انتقال ندارد و در خلأ هم منتقل می شود. بیشترین مقدار انرژی که به زمین می رسد ناشی از تابش انرژی گرمایی خورشید است. فقط بخش بسیار کوچکی از تابش گسیل شده از خورشید، که خورتاب نامیده می شو...

فرهنگ فارسی

گسیل امواج و ذرات از یک چشمه و انتشار آنها در محیط

تابیدن
( اسم ) روشنی فروغ درخشش .

دانشنامه عمومی

تابش می تواند به موارد زیر اشاره کند:تابش،انتشارتابش الکترومغناطیسیواپاشی هسته ایتابش گرمایی، تابش الکترومغناطیسی از اجسام ناشی از جنبش ذرات سازنده آنهاپرتوتابش سنکروترونتابش زمینه کیهانیتابش چرنکوفتابش هاوکینگتابش ترمزیفروسرختابش زمینهتابش گرانشی زمینه کیهانتابش پرتوتابش جسم سیاهنور زمینپرتو کیهانیتابشگریwiki: تابش...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: tābeš) (اسم مصدر از تابیدن) ، عمل تابیدن ، درخشش ؛ شعاع‌هایی که از منبع تابنده پراکنده می‌شود، نور ، روشنی .

اسم: تابش (پسر) (فارسی) (تلفظ: tābeš) (فارسی: تابش) (انگلیسی: tabesh)
معنی: تابیدن، درخشش، روشنایی و گرمی آفتاب یا آتش، فروغ، پرتو، ( اسم مصدر از تابیدن )، عمل تابیدن، شعاع هایی که از منبع تابنده پراکنده می شود، نور، روشنی

مترادف و متضاد

تف، حرارت، گرمی

برافروختگی، پرتو، تاب، تشعشع، تلالو، درخشش، روشنی، شعشعه، فروغ، لمعان، نور

۱. برافروختگی، پرتو، تاب، تشعشع، تلالو، درخشش، روشنی، شعشعه، فروغ، لمعان، نور
۲. تف، حرارت، گرمی

light (اسم)پرتو، تابش، وضوح، مشعل، سو، اتش، اتش زنه، نور، چراغ، فانوس، کبریت، برق چشم، سرگرم کننده غیر جدی، لحاظbrilliance (اسم)زیرکی، استعداد، درخشندگی، تابش، برقflame (اسم)تب و تاب، تابش...

واژه نامه بختیاریکا

بِرِّشت

فرهنگستان زبان و ادب

{radiation} [فیزیک- اپتیک، فیزیک] گسیل امواج و ذرات از یک چشمه و انتشار آنها در محیط

کلمات مرتبط

  • تابش اتمی
  • تابش زاویه
  • تابش سنج
  • تابش علی
  • تابش فرابنفش
  • تابش فروسرخ
  • تابش افتاب
  • تابش خیره کننده
  • تابش دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات