Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تابستان

تلفظ بین المللی : /tˈɑbestˌɑn/ تلفظ :‌ [t'Abest,An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • تابستان را بسر بردن
  • تابستان خوابی
  • تابستان گرم و طولانی
  • تابستان گرم­ترین فصل سال است ( در تابستان گرما بیش از فصل های دیگر است).
  • تابستان نشین
  • تابستان 1984
  • تابستان 42
  • تابستان 58
  • تابستان 68
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

تابستان. [ ب َ / ب ِ ]( اِ مرکب ) از تاب و ستان ( پسوند ) بمعنی زمان تابش وفصل گرما، یکی از چهار فصل سال بین بهار و پائیز. ( نقل از حاشیه برهان چ معین ). هر گاه که آفتاب به اول سرطان رسد تا باول میزان تابستان باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). موسم گرما را گویند. ( آنندراج ). سپید بر.( برهان ). صیف. ( منتهی الارب ) ( دهار ). صیفه. ( منتهی الارب ): امیر دیدار با قدرخان کرد و تابستان بغزنین باز آمد. ( تاری...

فرهنگ عمید

دومین فصل سال، بعد از بهار و قبل از پاییز، مرکب از سه ماه تیر، مرداد، و شهریور. در این فصل روزها از همه وقت درازتر و اشعۀ خورشید به عمود نزدیک تر و هوا گرم تر است.

فرهنگ معین

(بِ ) (اِمر. ) دومین فصل سال ، فصل گرما، صیف .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - زمان گرما فصل گرما . ۲- یکی از چهار فصل گرما بین بهار و پاییز صیف .

دانشنامه عمومی

تابستان فصل دوم از چهار فصل سال در گاهشماری خورشیدی است و به موسم گرما گفته می شود.لغت نامه دهخدا، سرواژه «تابستان»ویکی پدیا انگلیسیفصل تابستان برای نیمکره شمالی زمین، از اول تیرماه شروع شده و تا پایان شهریورماه (۳۱ شهریور) ادامه پیدا می کند؛ و شامل سه ماه تیر، مرداد و شهریور است. درحالیکه همین دوره زمانی برای نیمکره جنوبی زمستان است؛ و تابستان نیمکره جنوبی متقابلاً هنگامی است که در نیمکره شمالی ز...

نقل قول

تابستان فصل پس از بهار و پیش از پاییز.
• «بگذارید زندگی مانند گل های تابستان ومرگ مانند برگ های پاییز زیبا باشد.» -> تاگور
wikiquote: تابستان

گویش اصفهانی

تکیه ای: tâbessun
طاری: tâbassun
طامه ای: tâvessun
طرقی: tâbassun
کشه ای: tâbassun
نطنزی: tâbessun

مترادف و متضاد

تموز، صیف ≠ زمستان، شتا

summer (اسم)
ماشین جمع زنی، ییلاق، تابستان، فصل تبستان

summery (صفت)
تابستان، تابستانی، شبیه تابستان

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تابستان یکی از فصل هاست که در بعضی ابواب فقه در مورد ان بحث شده استبه یکی از فصل های سال؛بین بهار و پاییز می گویند .از آن به مناسبت در بابهای طهارت، صوم، حج، نکاح و حدود سخن رفته است.احکام مربوط به تابستاناز جمله موارد نفقه واجب زن بر شوهر تهیه لباس تابستانی برای او است حد تازیانه در گرمای شدید مانند وسط روز در تابستان جاری نمی شود و اجرای آن در این فصل به یکی از دو طرف روز (صبح و شام) ...

کلمات مرتبط

  • تابستان را بسر بردن
  • تابستان خوابی
  • تابستان گرم و طولانی
  • تابستان گرم­ترین فصل سال است ( در تابستان گرما بیش از فصل های دیگر است).
  • تابستان نشین
  • تابستان 1984
  • تابستان 42
  • تابستان 58
  • تابستان 68
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات