Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی گند

تلفظ بین المللی : /bi ɡˈand/ تلفظ :‌ [bi g'and]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • سی اف بی گندر
  • بی گاده
  • بیگند
  • بیگندن
  • روز بیننده
  • علی بیکندی
  • بیاندراتا جورجو
  • بیرندرا بیر بیکرام شاه
  • بیوندو فلاویو
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بیگند. [ ب َ گ َ ]( اِخ ) بیکند. بیگن. رجوع به بیکند شود :
کنون نام کندژ به بیگند گشت
زمانه پر از بند و اورند گشت.
فردوسی.
به بیگند شد رزمگاهی گزید
که چرخ روان روی هامون ندید.
فردوسی.
طلایه بیامد که آمد سپاه
به بیگند سازد همی رزمگاه.
فردوسی.

مترادف و متضاد

aseptic (صفت)
ضد عفونی برای عمل جراحی، ضدعفونی شده، بی گند

کلمات مرتبط

  • سی اف بی گندر
  • بی گاده
  • بیگند
  • بیگندن
  • روز بیننده
  • علی بیکندی
  • بیاندراتا جورجو
  • بیرندرا بیر بیکرام شاه
  • بیوندو فلاویو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات