کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-گدار | کلماتور
معانی کلمه : بی گدار
تلفظ بین المللی :
/bˈejɡdɑr/
تلفظ :
[b'ejgdAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش دزفولی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بی گدار پی زیدن
بی ویو گاردنز ایلینوی
سبزه ٔ بیدار
شب بیدار
بیدار
بیداری
بیداری عظیم
نرگس بیدار
از خواب بیدار شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش دزفولی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بی گدار. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + گدار = معبر ) بی معبر.
- بی گدار به آب زدن ؛ احتیاط نکردن. بی پروا به کاری پرداختن. رجوع به گدار شود.
فرهنگ فارسی
بی معبر
گویش دزفولی
بی محابا، بدون آینده نگری
مترادف و متضاد
impassable
(صفت)
صعب العبور، غیر قابل عبور، بی گدار، غیر قابل پذیرش
کلمات مرتبط
بی گدار پی زیدن
بی ویو گاردنز ایلینوی
سبزه ٔ بیدار
شب بیدار
بیدار
بیداری
بیداری عظیم
نرگس بیدار
از خواب بیدار شدن
نظرات