Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی کینه

تلفظ بین المللی : /bikˈineː/ تلفظ :‌ [bik'ine:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کیف لباس های کهنه و بی مصرف
  • پروتئین کیناز بی
  • شیشه ماهی بی کیسه
  • گیرنده تیروزین کیناز بی
  • بیکینه
  • سرعت بیشینه جَست
  • موجک بیشینه فاز
  • بیشینه و کمینه
  • بیزینهار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی کینه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) ( از: بی + کینه ) بدون کینه. که حس کینه و انتقامجوئی ندارد :
همه شهر مکران تو ویران کنی
چو بی کینه آهنگ شیران کنی.
فردوسی.
رجوع به کینه شود.

فرهنگ فارسی

بدون کینه که حس کینه و انتقامجوئی ندارد .

کلمات مرتبط

  • کیف لباس های کهنه و بی مصرف
  • پروتئین کیناز بی
  • شیشه ماهی بی کیسه
  • گیرنده تیروزین کیناز بی
  • بیکینه
  • سرعت بیشینه جَست
  • موجک بیشینه فاز
  • بیشینه و کمینه
  • بیزینهار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات