Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بی کاری

تلفظ بین المللی : /bi kˈɑri/ تلفظ :‌ [bi k'ARi]
لغت نامه دهخدا
  • اقدام کردن به کاری بی واهمه
  • نرخ بی کاری
  • سینت کاترینز بی ویسکانسین
  • زمان مجاز بیکاری
  • بیمه بیکاری
  • نرخ بیکاری تورم بی شتاب
  • بیکاری
  • بیکاری تنبلی
  • حق بیمه ایام بیکاری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بی کاری . (حامص مرکب ) حالت و کیفیت بی کار. بی شغلی . (ناظم الاطباء). عزل . (منتهی الارب ). کار نداشتن : که از داد و بی کاری و خواسته خروشد بمغز اندرون کاسته . فردوسی . || بی منصبی . || بی خدمتی . (ناظم الاطباء). و رجوع به کار شود. || تنبلی و بیعاری . کار نکردن . مهملی . بطالت . بطالة. تعطل . تعطیل . عطالة. عطالت . عطلت . عطلة. (یادداشت بخط مؤلف ) : و از فرزندان او یکی نومال نام داشت و به سهولت و...

کلمات مرتبط

  • اقدام کردن به کاری بی واهمه
  • نرخ بی کاری
  • سینت کاترینز بی ویسکانسین
  • زمان مجاز بیکاری
  • بیمه بیکاری
  • نرخ بیکاری تورم بی شتاب
  • بیکاری
  • بیکاری تنبلی
  • حق بیمه ایام بیکاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات