Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی مهری

تلفظ بین المللی : /bi mˈeːhri/ تلفظ :‌ [bi m'e:hRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مهریه بی بی
  • بی ای پی ماریاتگوی
  • پیست مارینا بی استریت
  • مارتین پی بی ام مارینر
  • ماریادی بی
  • مارینا بی سندز
  • مارینا بی سنگاپور
  • الزایمر بیماری
  • ریشه کنی بیماری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی مهری . [ م َ ] (حامص مرکب ) بی صداقی . بی کابینی . رجوع به مهر و کابین شود.

بی مهری . [ م ِ] (حامص مرکب ) بی محبتی . (ناظم الاطباء) : دل من خواهی و اندوه دل من نبری اینْت بیرحمی و بی مهری و بیدادگری . فرخی .ز من مستان ز بی مهری روانم که چون تو مردمم چون تو جوانم . (ویس و رامین ).اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یارطالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد. حاف...

فرهنگ فارسی

بی صداقی . بی کابینی .

کلمات مرتبط

  • مهریه بی بی
  • بی ای پی ماریاتگوی
  • پیست مارینا بی استریت
  • مارتین پی بی ام مارینر
  • ماریادی بی
  • مارینا بی سندز
  • مارینا بی سنگاپور
  • الزایمر بیماری
  • ریشه کنی بیماری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات