کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-قیدی | کلماتور
معانی کلمه : بی قیدی
تلفظ بین المللی :
/bi q1ˈejdi/
تلفظ :
[bi q1'ejdi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بی قیدی در امور اخلاقی و جنسی
بی قید در امور جنسی
بی قید
بی قید و شرط
بی قیدوبند
بی قیدوشرط
تسلیم بی قید و شرط
دختران زمینی بی قید و بندند
قیفی بی الگو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بی قیدی. [ ق َ / ق ِ ] ( حامص مرکب ) لاقیدی. لاابالیگری. اطلاق. فراغت. خلاعت. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به قید شود.
فرهنگ فارسی
لاابالیگری لاقیدی .
مترادف و متضاد
insouciance
(اسم)
بی پروایی، بی اعتنایی، سهل انگاری، بی قیدی
latitude
(اسم)
وسعت، عرض، ازادی عمل، بی قیدی، عرض جغرافیایی
کلمات مرتبط
بی قیدی در امور اخلاقی و جنسی
بی قید در امور جنسی
بی قید
بی قید و شرط
بی قیدوبند
بی قیدوشرط
تسلیم بی قید و شرط
دختران زمینی بی قید و بندند
قیفی بی الگو
نظرات