معانی کلمه : بی خرد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بی عقل، کودن.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه خرد ندارد بیعقل گول کودن مقابل بخرد باخرد خردمند .
مترادف و متضاد
بیشعور، بیعقل، بیفراست، تهیمغز، کمخرد، مجنون، نادان، نافرزانه، نفهم ≠ بخرد، خردمند، فرزانه

بیشعور، بیعقل، بیفراست، تهیمغز، کمخرد، مجنون، نادان، نافرزانه، نفهم ≠ بخرد، خردمند، فرزانه