کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-حلم | کلماتور
معانی کلمه : بی حلم
تلفظ بین المللی :
/bi hˈelm/
تلفظ :
[bi h'elm]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بِی حَلمَتونَه
روش فاز دامنۀ بی حامل
بی حامی
بی حرمت ساختن
بی حرمت کردن
بی حرمتی
بی حرمتی به مقدسات
بی حرمتی کردن
به مقدسات بی حرمتی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی حلم. [ ح ِ ] ( ص مرکب ) بی حوصله. نابردبار : دو کس دشمن ملک و دین اند یکی پادشاه بی حلم دویم زاهد بی علم. ( گلستان ).
فرهنگ فارسی
بی حوصله ٠ نابردبار
کلمات مرتبط
بِی حَلمَتونَه
روش فاز دامنۀ بی حامل
بی حامی
بی حرمت ساختن
بی حرمت کردن
بی حرمتی
بی حرمتی به مقدسات
بی حرمتی کردن
به مقدسات بی حرمتی کردن
نظرات