Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی حالی

تلفظ بین المللی : /bi hˈɑli/ تلفظ :‌ [bi h'Ali]
فرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ادم سست و بی حال
  • بی حال شدن
  • بی حال کردن
  • بی حالت
  • بی حامی
  • حالت بی حسی و خواب الودگی
  • حاکی از نارضایتی یا بی میلی
  • بی حال
  • حال بی حال
فرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ عمید

ضعف، سستی.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت بیحال .

مترادف و متضاد

تن‌آسانی، تن‌پروری، رخوت، سستی، ضعف، فتور، کسالت، وهن ≠ توانمندی

lethargy (اسم)رخوت، بی علاقگی، سبات، خواب مرگ، بی حالی، مرگ کاذب، موت کاذب، تهاونparalysis (اسم)وقفه، رخوت، از کار افتادگی، عجز، بی حالی، فلج، رعشه، سکته ناقص، خواب رفتگیinaction (اسم)رکود، بیهودگی، بی حرکتی، تنبلی، ناکنش، بی اثری، بی حالی، بی کاریpkmtor_omniegm (اسم)سستی، خیم، خلط، بی حالی، بلغمnarcosis (اسم)بی حالی، حالت بی ح...

کلمات مرتبط

  • ادم سست و بی حال
  • بی حال شدن
  • بی حال کردن
  • بی حالت
  • بی حامی
  • حالت بی حسی و خواب الودگی
  • حاکی از نارضایتی یا بی میلی
  • بی حال
  • حال بی حال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات