معانی کلمه : بیگانه هراسی
فرهنگ فارسی
[جامعهشناسی] ترس از بیگانگان که منشأ فرهنگی دارد و غالباً ناشی از تلقی و برداشتی خصمانه نسبت به مهاجران در جوامع و اجتماعات است و عواملی نظیر رقابت بر سر شغل یا تبعیضهای قومی یا نژادی یا مذهبی بر آن دامن میزنند [روانشناسی] ترس بیمارگونه از بیگانگان [علوم سیاسی و روابط بینالملل] ترس آمیخته با نفرت از بیگانگان
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{xenophobia} [جامعه شناسی، روان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] [جامعه شناسی] ترس از بیگانگان که منشأ فرهنگی دارد و غالباً ناشی از تلقی و برداشتی خصمانه نسبت به مهاجران در جوامع و اجتماعات است و عواملی نظیر رقابت بر سر شغل یا تبعیض های قومی یا نژادی یا مذهبی...
