معانی کلمه : بیژن
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
پهلوان ایرانی پسر گیو که داستان دلاوریهای او در شاهنامه فردوسی و بیژن نامه آمده است .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: bižan) (پهلوی) (در اعلام) نام پهلوان ایرانی ، پسر گیو و دختر زاده یا خواهر زاده رستم ، که داستان دلاوریهای او در شاهنامهی فردوسی و بیژن نامه آمده است.
