Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیژن

تلفظ بین المللی : /bˈiʒan/ تلفظ :‌ [b'iZan]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها
  • بیژن الهی
  • بیژن نامه
  • بیژن نعمتی شریف
  • بیژن و منیژه
  • بیژن پاکزاد
  • بیژن گردنه
  • بیژن امکانیان
  • بیژن بنفشه خواه
  • بیژن بیرنگ
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

بیژن. [ ژَ ] ( اِخ ) نام پسر گیو نواده گودرز و خواهرزاده رستم. از پهلوانان و ناموران داستانی ایران بروزگار کیخسرو. داستان او و دلاوریهایش در شاهنامه فردوسی و بیژن نامه آمده است. ناظم بیژن نامه که منظومه ای حماسی است و از 1400 تا 1900 بیت دارد عطأبن یعقوب صاحب برزونامه است. ( فرهنگ فارسی معین ). بیزن. بیجن. داستان بیژن و منیژه که یکی از داستانهای دلکش شاهنامه است به اختصار اینست ، که گروهی از «ارم...

دانشنامه آزاد فارسی

بیژَنبیژَندر شاهنامۀ فردوسی ، پهلوان ایرانی ، پسر گیو و خواهرزادۀ رُسْتَم. گودرز، پدربزرگ او، تربیتش را برعهده داشت . پس از چندین نبرد که با تورانیان داشت ، گودَرز او را نزد فَریبرز فرستاد تا دِرَفش کاویانی را از او بگیرد، که مأموریت خود را با به دونیم کردن درفش، به انجام رسانید. تورانیان به تعقیب او پرداختند. بیژن در حالی که درفش کاویانی را بر دندان گرفته بود و گستهم را بر پشت اسب خود نشانده بود ...

فرهنگ فارسی

پهلوان ایرانی پسر گیو که داستان دلاوریهای او در شاهنامه فردوسی و بیژن نامه آمده است .

دانشنامه عمومی

بیژن پسر گیو از پهلوانان نامدار شاهنامه است. او پسر جوان و ماجراجوی گیو بود. در شاهنامه بیژن که تنها فرزند گیو در چشم پدر سخت عزیز است. غالباً از سوی پدر به خاطر خیره سری ها و جوانی کردن مورد ملامت قرار می گیرد. از ماجراهای مفصل بیژن می توان به داستان بیژن و گرازان و به تبع آن بیژن و منیژه اشاره کرد.بانوگشسپ نامه به تصحیح مهرانگیز کراچیصفا، ذبیح الله: حماسه سرایی در ایرانفردوسی، شاهنامه به تصحیح م...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: bižan) (پهلوی) (در اعلام) نام پهلوان ایرانی ، پسر گیو و دختر زاده یا خواهر زاده رستم ، که داستان دلاوری‌های او در شاهنامه‌ی فردوسی و بیژن نامه آمده است.

اسم: بیژن (پسر) (فارسی، پهلوی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: bižan) (فارسی: بيژن) (انگلیسی: bizhan) معنی: شجاع، جنگجو، پسر گیو، نام پهلوان ایرانی، پسر گیو و نواده ی گودرز و رستم، که داستان دلاوری های او در شاهنامه ی فردوسی و بیژن نامه آمده ا...

کلمات مرتبط

  • بیژن الهی
  • بیژن نامه
  • بیژن نعمتی شریف
  • بیژن و منیژه
  • بیژن پاکزاد
  • بیژن گردنه
  • بیژن امکانیان
  • بیژن بنفشه خواه
  • بیژن بیرنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات