بیوه زن. [ وَ / وِ زَ ] ( اِ مرکب ) زن بیوه و بی شوهر که طُل نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). بیوه. کالم : از خون چشم بیوه زنان لعلش ز اشک یتیم آن درشهوارش.ناصرخسرو.ای بسا رایت عدوشکنان سرنگون از دعای بیوه زنان.( از المضاف الی بدایع الازمان ص 36 ).میان بیوه زنان و ارباب نعمت و جاه سویتی بانصاف ظاهر گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 439 ).ای هنر از مردی تو شرمساراز هنر بیوه زنی شرم دار.نظامی.شنیدم که بیوه زنی...
فرهنگ فارسی
زنی که پس از درگذشت همسرش یا طلاق از او ازدواج نکرده باشد
( صفت اسم ) زن بیشوهر بیوه از بلوکات ولایت مشهد خراسان عده قرائ ۳۲ مساحت ۱۶ فرسخ مرکز شریف آباد .
مترادف و متضاد
widow(اسم)
بیوه، بیوه زن
فرهنگستان زبان و ادب
{widow} [مطالعات زنان] زنی که پس از درگذشت همسرش یا طلاق از او ازدواج نکرده باشد