Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیهده

تلفظ بین المللی : /bihˈadeː/ تلفظ :‌ [bih'ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • بیهده سرای
  • بیهده گفتن
  • بیهده گو
  • بیهده گوی
  • بیهده گویی
  • بطور بیهوده
  • بعهده گرفتن
  • پرحرفی و بیهوده گویی
  • بیهوده تلف کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیهده . [ ب َ / ب ِ هَُ دَ / دِ ] (اِ) بیهود. بیهوده . جامه ای را گویند که از حرارت آتش زرد شده باشد. (برهان ). رجوع به بیهوده شود.

بیهده. [ هَُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) مخفف بیهوده. باطل باشد و ناحق. ضد هده. ( لغتنامه اسدی ). ناحق. باطل. یافه. خله. هزل. لاطائل. ترهه. بی سبب و ...

فرهنگ عمید

۱. = بیهوده
۲. نادان.

فرهنگ فارسی

بیهوده، ناحق، باطل، یاوه، بی فایده
( صفت ) ۱ - باطل . ۲ - بیفایده بی ثمر. ۳ - بیمعنی پوچ یاوه .
بیهود . بیهوده . جامه ای را گویند که از حرارت آتش زرد شده باشد .

کلمات مرتبط

  • بیهده سرای
  • بیهده گفتن
  • بیهده گو
  • بیهده گوی
  • بیهده گویی
  • بطور بیهوده
  • بعهده گرفتن
  • پرحرفی و بیهوده گویی
  • بیهوده تلف کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات