معانی کلمه : بینک
لغت نامه دهخدا
بینک. [ ن َ ] ( اِ ) مردمک چشم. ( آنندراج از بهار عجم ). بینک چشم ؛ مردمک چشم و حدقه. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
مردمک چشم ٠ بینک چشم مردمک چشم و حدقه ٠
تکۀ کوچکی از چوب گرد یا نسبتاً گرد که برای مصارف مختلف بریده میشود
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱اتراق گاه ۲محل قرار دادن وسایل و لوازم شخصی در مزرعه شخصی ...
/baynok/ اتراق گاه - محل قرار دادن وسایل و لوازم شخصی در مزرعه شخصی در مزرعه و یا محل کار ۳شکل دیگری از واژه بنکو، بنگو، بنگه و بنگاه است
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{billet} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] تکۀ کوچکی از چوب گرد یا نسبتاً گرد که برای مصارف مختلف بریده میشود
