معانی کلمه : بینو
لغت نامه دهخدا
بینو. ( اِ ) پینو. پینوک. ( برهان ). دوغ ترش خشک را گویند. ( فرهنگ خطی ). کشک. اقط. قروت. و رجوع به پینو شود. || یک قسم ماهی خوراکی است که در گیلان صید میشود. ( یادداشت مؤلف ).
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
کشک
/bino/ کشک
