معانی کلمه : بینت
لغت نامه دهخدا
بینت .[ ب َی ْ ی ِ ن َ ] (از ع ، اِ) (از بینة عربی ) دلیل : و از جهت الزام حجت و اقامت بینت برفق و مدارا دعوت فرمود. (کلیله و دمنه ). مرد... توبه کرد پیش از وضوح بینتی . (کلیله و دمنه ). الا بکوشم تا بینتی صادق بدست آید. (کلیله و دمنه ). رجوع به بینة شود.
فرهنگ فارسی
دلیل
دانشنامه عمومی
(دشتستانی) (بینَت) شمارش، شمردن، شمارش کردن.
