Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیغاره

تلفظ بین المللی : /biq1ˈɑreː/ تلفظ :‌ [biq1'ARe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • بیغاره جو
  • بیغاره زدن
  • بیغاره زن
  • بلغارهای شرقی
  • بیچاره اصغر
  • ادم بیکاره
  • ادم بیکاره و مهمل
  • بیچاره کردن
  • درمانده و بیچاره شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیغاره. [ رَ / رِ ] ( اِ ) ملامت وسرزنش. ( فرهنگ اسدی ). بیغار. ( جهانگیری ) ( رشیدی ) ( سروری ) ( برهان ) ( آنندراج ). طعن. طعنه. ملامت. عذل. شماتت. نکوهش. سرزنش. سرزنشت. سرکوفت. لوم. منت که نهد عطادهنده عطایافته را. ( یادداشت مؤلف ) : نه بیغاره دیدندبر بدکنش نه درویش را ایچ سو سرزنش.بوشکور.تنی درست و هم قوت باد روزه فرا[ کذا ]که به ز منت بیغاره کوثر و تسنیم.کسایی.مرا مرگ نامی تر از سرزنش بهر جا...

فرهنگ عمید

طعنه، سرزنش، ملامت.

فرهنگ معین

(بِ رِ ) نک بیغار.

فرهنگ فارسی

( اسم ) سرزنش طعنه .

کلمات مرتبط

  • بیغاره جو
  • بیغاره زدن
  • بیغاره زن
  • بلغارهای شرقی
  • بیچاره اصغر
  • ادم بیکاره
  • ادم بیکاره و مهمل
  • بیچاره کردن
  • درمانده و بیچاره شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات