Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیروز

تلفظ بین المللی : /bˈiruːz/ تلفظ :‌ [b'iRu:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بیروز کوه
  • بیروزی
  • بیروزج
  • بیروزن
  • بیروزه
  • بیروزکوه
  • بیروزگار
  • دیوارۀ بیرونی سیلندر
  • افخمی بهروز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیروز. (معرب ، ص ، اِ) معرب پیروز. رجوع به پیروز شود.

بیروز. (ص مرکب ) (از: بی + روز). بدبخت . (ناظم الاطباء)

بیروز. (اِ) فیروزه . سنگی باشد سبزرنگ شبیه به زمرد لیکن بسیار کم بها و کم قیمت . (برهان ) (از رشیدی ). سنگی باشد سبزرنگ و بعضی گفته اند شیشه ٔ کبودرنگ که به پیروزه مشتبه شود. (انجمن آرا) : چنان مستم چنان مس...

فرهنگ فارسی

فیروزه . سنگی باشد سبز رنگ شبیه به زمرد لیکن بسیار کم بها و کم قیمت . سنگی باشد سبز رنگ و بعضی گفته اند شیش. کبود رنگ که به پیروزه مشتبه شود .

کلمات مرتبط

  • بیروز کوه
  • بیروزی
  • بیروزج
  • بیروزن
  • بیروزه
  • بیروزکوه
  • بیروزگار
  • دیوارۀ بیرونی سیلندر
  • افخمی بهروز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات