Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بیرایی

تلفظ بین المللی : /birˈɑiː/ تلفظ :‌ [biR'Ai:]
لغت نامه دهخدا
  • البیگاییان
  • سست بینایی
  • صفحۀ بینایی 1
  • صفحۀ بینایی 2
  • بارایی الیا
  • براییلا
  • بکرایی
  • میدان بینایی
  • میدان بینایی تک چشمی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بیرائی. ( ص مرکب ) سست رایی. بیعقلی و بیهوشی. فیلولت . ( نصاب الصبیان ). رجوع به بیرایی شود.
بیرایی. ( حامص مرکب ) سست رایی. ضیلولت. ( نصاب الصبیان ). ناصوابی رای :
وگر بگذری زین و جنگت هواست
سرت پر ز بیرایی و کیمیاست.
فردوسی.
از سر بیخودی و بیرایی
در سر کار شد به رسوایی.
نظامی.

کلمات مرتبط

  • البیگاییان
  • سست بینایی
  • صفحۀ بینایی 1
  • صفحۀ بینایی 2
  • بارایی الیا
  • براییلا
  • بکرایی
  • میدان بینایی
  • میدان بینایی تک چشمی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات