معانی کلمه : بیرانوند
لغت نامه دهخدا
بیرانوند. [ ب َ ن َ وَ ] (اِخ ) از طوایف بالاگریوه و هُرﱡو. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 66).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
از طوایف بالا گریوه و هرو ٠
دانشنامه عمومی
نام یکی از طوایف لرستان که در بخش بیرانشهر (چغلوندی) زندگی می کنند.
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( تش ) ( ت ) عبدالوند؛ ( ط ) مِیوند
