Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بیدوند

تلفظ بین المللی : /bˈidvand/ تلفظ :‌ [b'idvand]
لغت نامه دهخدا
  • بیدوندر
  • بیوندو فلاویو
  • بیوند
  • بیجوند
  • بیدهند
  • بیدودت
  • بیدوده
  • بیدون
  • اباو اند بیوند
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بیدوند. [وَ ] ( اِ مرکب ) نام دارویی است که آنرا شادنه گویندو بجهت داروی چشم بکار برند. ( برهان ). نام دارویی است که آنرا شادنه گویند. ( از رشیدی ) ( جهانگیری ). نام داروئی است که آنرا شاهدانه نیز گویند. ( انجمن آرا )( آنندراج ). یکنوع سنگی دوائی که شادانه نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). شادنه. شادنج. شاذنج. شاذنه. حجر هندی. حجرالدم. حجرالطور. رجوع به مترادفات کلمه شود.

کلمات مرتبط

  • بیدوندر
  • بیوندو فلاویو
  • بیوند
  • بیجوند
  • بیدهند
  • بیدودت
  • بیدوده
  • بیدون
  • اباو اند بیوند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات