Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بید

تلفظ بین المللی : /bˈid/ تلفظ :‌ [b'id]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • بید سرخ
  • بید شیرین
  • بید علفی
  • بید لباس
  • بید موم خوار
  • بید خورده
  • بید زده
  • بید سبدی
  • بید مخصوص سبد بافی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

بید. (ع اِ) ج ِ بیداء بر خلاف قیاس .(از لسان العرب ) (منتهی الارب ). رجوع به بیداء شود.

بید. [ ب َ ] (ع ص ) ناخوب . هیچکاره : طعام بید؛ طعام هیچکاره . (منتهی الارب ). طعام ردی و هیچکاره . (ناظم الاطباء).

بید. (اِخ ) دهی از دهستان براکوه بخش جغتای شهرستان سبزواربا 1246 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9)....

فرهنگ عمید

حشره‌ای ریز با بال‌های باریک که نوزاد آن پارچه‌های پشمی را می‌خورد و ضایع می‌کند.

بوید؛ باشید: ◻︎ میان بسته دارید و بیدار بید / همه در پناه جهان‌دار بید (فردوسی: ۱/۱۴۰).

درختی بی‌میوه با شاخه‌های راست و بلند، برگ‌های دراز و ساده، چوب کم‌دوام، و برگ و پوست آن تلخ‌مزه که در جاهای معتدل و مرطوب و بیشتر در کنار نهرها می‌روید.⟨ بید طبری: (زیست‌شناسی) سرخ‌بید؛ طبرخون.⟨ بید مجنون: (زیست‌شناسی...

فرهنگ معین

( اِ.) = پت : حشره ای است ریز با بال های باریک که پارچه های پشمین را می خورد بیو، بیب ، بیتک هم گفته شده .

[ په . ] ( اِ.) درختی است از تیرة بیدها، بی میوه ، سایه دار، دارای شاخه های مستقیم و بلند. چوبش کم دوام است از پوست آن ماده ای به نام سالیسین به دست می آید که تب بُر است .

[ په . ] ( اِ. ) درختی است از تیرة بیدها، بی میوه ، سایه دار، دارای شاخه های مستقیم و بلند. چوبش کم دوام است ...

دانشنامه آزاد فارسی

بید (willow)گروهی از درختان یا درختچههایی شامل ۳۵۰ گونه، از جنس Salix، تیرۀ بیدیان. بیشتر در نیمکرۀ شمالی یافت می شوند. این درختان در نواحی مرطوب رشد مطلوب تری دارند. برگ آن ها نیزه ای است و اندام های نر و مادۀ گل ها روی درختان مجزا ظاهر می شوند. بعضی از گونه های بید عبارت اند از، S. fragilis (فوکا یا سیاه بید)؛ S. alba (سفید بید یا فک)؛ S. Caprea (بیدِ بُز یا بید براق)؛ S. babylonica (بید مجنون) ...

فرهنگ فارسی

دوم شخص جمع امر حاضر از بودن و باشیدن باشید بوید .
ملقب به ونرا بیلیس ٠ مورخ انگلیسی و احتمالا در عصر خود داناترین مردم اروپای غربی بود ٠
سرده‌ای از بیدیان درختی یا درختچه‌ای خزان‌دار دوپایه با گل‌آذین دم‌گربه‌ای (catkin) با حدود 400 گونه که در خاک‌های مرطوب و در نواحی معتدل و سرد نیمکرۀ شمالی می‌رویند؛ گل‌آذین آنها در بهار قبل از برگ‌ها یا هم‌زمان با اولین برگ‌ها م...

دانشنامه عمومی

بید می تواند دارای معناها و کاربردهای زیر باشد:بید (حشره)بید لباسبید کاغذباقرقره بید - پرنده ای بومی آمریکای شمالیشش بید روستایی از توابع بخش مرکزی روانسر استان کرمانشاهwiki: ژانر فانتزی به کارگردانی ران هاوارد است که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد.۲۰ مه ۱۹۸۸ (۱۹۸۸-05-۲۰)wiki: بید (فیلم)...

نقل قول

بید/بیدا همچنین شهرت یافته به سنت بید و بید محترم/مکرَّم (۶۷۲/۳، ۲۶ مه ۷۳۵، جارو، تاین و ور) راهب انگلیسی در نورتامبریایی در صومعه سنت پیتر در مونورماوس (امروزه بخشی از ساندرلند انگلستان) بود. او به عنوان نویسنده و محقق شناخته شده است، و مشهورترین اثر او، تتاریخ مذهبی مردم انگلستان است که او را «پدر تاریخ انگلیسی» می دانند.• wikiquote: بید...

گویش مازنی

۱ترانه هایی که با دوبیتی خوانده شود ۲شعر بیت خوانی که به ...

/bid/ ترانه هایی که با دوبیتی خوانده شود - شعر بیت خوانی که به آن بیدخوانی هم گفته می شود

گویش اصفهانی

تکیه ای: vi
طاری: viy
طامه ای: vi(y)
طرقی: viy
کشه ای: viy
نطنزی: vi

مترادف و متضاد

moth (اسم)
پروانه، بید، حشرات موذی

willow (اسم)
بید، درخت بید، دستگاه پنبه پاک کنی

withy (اسم)
بید، درخت بید، ترکه بید

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بید، درختی معروف و بی بار است و از آن به مناسبت در باب طهارت نام برده شده است.مستحب است همراه میت، دو چوب تازه (جریدتین) با کیفیّتی خاص در قبر بگذارند. بهتر است آن دو- در فرض عدم دسترسی به درخت خرما یا سدر- از چوب درخت بید باشد. wikifeqh: درخت_بید[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)فنا. از بین رفتن. گفت گمان ندارم که این باغ از بین برود وفانی شود. در نهج البلاغه در صفت دنیا آمده «نافذة ...

فرهنگستان زبان و ادب

{Salix} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از بیدیان درختی یا درختچه ای خزان دار دوپایه با گل آذین دم گربه ای (catkin ) با حدود 400 گونه که در خاک های مرطوب و در نواحی معتدل و سرد نیمکرۀ شمالی می رویند؛ گل آذین آنها در بهار قبل از برگ ها یا هم زمان با اولین برگ...

کلمات مرتبط

  • بید سرخ
  • بید شیرین
  • بید علفی
  • بید لباس
  • بید موم خوار
  • بید خورده
  • بید زده
  • بید سبدی
  • بید مخصوص سبد بافی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات