Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیخ گازران

تلفظ بین المللی : /bˈix ɡɑzˈorɑn/ تلفظ :‌ [b'ix gAz'oRAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بی ایکس گاوران
  • بی پی گاوران
  • بیخ
  • بِیخ
  • بیخ دیواری بازی
  • بیخ ران
  • بیخ و بن
  • بیخ گوشی
  • بیخ زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیخ گازران. [ خ ِ زُ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) عرطنیثا. چوبک. اشنان. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به عرطنیثا شود.

فرهنگ فارسی

عرطنیثا٠ چوبک اشنان ٠

کلمات مرتبط

  • بی ایکس گاوران
  • بی پی گاوران
  • بیخ
  • بِیخ
  • بیخ دیواری بازی
  • بیخ ران
  • بیخ و بن
  • بیخ گوشی
  • بیخ زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات