Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیجان

تلفظ بین المللی : /bˈidʒɑn/ تلفظ :‌ [b'idZAn]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • بیجان لند
  • ایجاد موجود زنده از مواد بیجان
  • ادریان بیجان
  • عدد بیجان
  • احمد بیجان
  • بیجانینی
  • الکساندر بیجانیان
  • بیجانه
  • بیجانگ
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بیجان . (ص مرکب ) بی روان . بی حیات . (ناظم الاطباء) : چرخ را انجم میان دستهای چابکندکز لطافت خاک بی جان را همی با جان کنند. ناصرخسرو.روزی بر سلیمان علیه السلام اسب عرض کردند وی گفت شکر خدای تعالی را که دو باد را فرمانبردار من کرد. یکی با جان و یکی بی جان تا بیکی زمین می سپرم و بیکی هوا. (نوروزنامه ص 95).از عتاب دوستان چون سایه نتوان دردمیدجان فشاندن باید و چون سایه بی جان آمدن . خاقانی .بی جان چه...

مترادف و متضاد

۱. بیحال، ضعیف، نزار
۲. مرده
۳. جماد، حجر ≠ جاندار


کلمات مرتبط

  • بیجان لند
  • ایجاد موجود زنده از مواد بیجان
  • ادریان بیجان
  • عدد بیجان
  • احمد بیجان
  • بیجانینی
  • الکساندر بیجانیان
  • بیجانه
  • بیجانگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات