Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیاض

تلفظ بین المللی : /biˈɑz/ تلفظ :‌ [bi'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • بیاض بالا
  • بیاض تاج الدین احمد وزیر
  • خضری دشت بیاض
  • دشت بیاض
  • اراضی بیاض
  • البیاض
  • حدیث بیاض و ریاض
  • دهستان بیاض
  • زمین لرزه 1347 دشت بیاض و فردوس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

بیاض. [ ب َ ] ( ع اِ ) شیر. || سپیدی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سفیدی. سپیدی. ( فرهنگ فارسی معین ). ضد سواد. ( اقرب الموارد ). || سفیده. سپیده. ( فرهنگ فارسی معین ).- بیاض البیض ؛ سپیدی تخم مرغ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).- بیاض العین ؛ سپیدی چشم. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ مص ) درخشندگی. تابش.- بیاض تیغ ؛ درخشندگی شمشیر. ( ناظم الاطباء ).- بیاض خور ؛ پرتو آفتاب و روز.|| ( اِ ) کتابچه...

فرهنگ عمید

۱. نوعی دفتر دراز که از عرض باز می شود.
۲. دفتر شعر، جُنگ.
۳. کتاب دعا.
۴. [مقابلِ سواد] [قدیمی] نوشتۀ پاک نویس شده.
۵. (اسم، اسم مصدر ) [مقابلِ سواد] [قدیمی] سفیدی.

فرهنگ معین

(بَ ) [ ع . ] ( اِ. )۱ - سفیدی . ۲ - دفتر سفید که در آن چیزی ننوشته اند. ۳ - دفتر بغلی . ۴ - کتاب دعا.

فرهنگ فارسی

دفترسفیدودفتردرازبغلی راهم میگویند
( اسم ) ۱ - سفیدی سپیدی . ۲ - سپیده سفیده . ۳ - کتابچه و دفتر سفید نانوشته. ۴ - کتاب دعا. ۵- کتابچه ای که در آن مطالبی سودمند یادداشت کنند دفتر بغلی.

دانشنامه عمومی

در منطقه رستاق فارس پس از ذبح گوسفند و کندن پوست آن گوشت گوسفند را قبل از تکه کردن برای حدود یکساعت میگذارند تا هوا بخورد و کمی رطوبت آن کمترشود به این عمل بیاض شدن گوشت گفته میشود

در لغت به معنای سفید و در مقابل سواد به معنی پاکنویس می باشد.همچنین نوعی از قطع کتاب است که به قطع بیاضی مشهور گشته و عطف کتاب در بالای کتاب قرار گرفته و اوراق کتاب به سمت بالا ورق می خورد.همچنین نامی دهی از ولایا...

گویش مازنی

شیر(منتهی الارب)،سپیدی(منتهی الارب)(ناظم الاطبا)،سفیدی،سپیدی(فرهنگ ...

/bayaaz/ شیر(منتهی الارب)، سپیدی(منتهی الارب)(ناظم الاطبا)، سفیدی، سپیدی(فرهنگ فارسی، دکتر معین)ضد سواد(اقرب الموارد)، سفیده، سپیده(فرهنگ فارسی دکتر معین)درخشندگی، تابش، کتابچه ی سپید نانوشته(ناظم الاطبا)، کتابچه ای که در آن مطالبی سودمند یادداشت کننددفتر بغلی(فرهنگ فارسی، دکتر معین)شهر کتاب دعا(فرهنگ دکتر معین)لغت نامه ی...

مترادف و متضاد

سفیدی، سپیدی

اسم ≠ سواد، مسوده

۱. سفیدی، سپیدی ≠ سواد، مسوده
۲. پاکنویس ≠ مسوده، پیشنویس، چرکنویس
۳. کتاب دعا
۴. جنگ، سفینه، مجموعه
۵. دفترچه

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بیاض (ابهام زدایی). ...wikifeqh: سفینه ، مرقّع، جریده ، کشکول ، دستور، گلدسته ، گنجینه، تذکار و مجموعه نیز به کار رفته است؛ نیز می توان گفت نوعی از کتاب است که بهترین سروده ها، نغزترین حکایتها، نادرترین کلمات و شیواترین نمونه های نثر را دربردارد و آینۀ ذوق گردآوردندۀ آن است. بیاضها قطع کوچک جیبی و اغلب جلد چرمین داشتند و از عرض شیرازه بندی می شده اند. یکی از کهن ترین نمونه های بیاض، ح...

کلمات مرتبط

  • بیاض بالا
  • بیاض تاج الدین احمد وزیر
  • خضری دشت بیاض
  • دشت بیاض
  • اراضی بیاض
  • البیاض
  • حدیث بیاض و ریاض
  • دهستان بیاض
  • زمین لرزه 1347 دشت بیاض و فردوس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات