Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بگومگو

تلفظ بین المللی : /bˌeɡomˈaɡu/ تلفظ :‌ [b,egom'agu]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بگومگو یا بگونگو کردن
  • بگومگو کردن
  • باومگارتن الکساندر
  • برومو ـ بنزیل ـ سیانید
  • برومور زیلیل
  • بروموکریپتین
  • بنوموسی
  • باوگو
  • برومور
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بگومگو. [ ب ِ م َ ] ( اِمص مرکب ) از اتباع است. جدال لفظی. جر و بحث.مجادله لفظی.گفت و شنود. مجادله. مشاجره. محاجه.

فرهنگ معین

(بُ مَ ) (اِمص . ) گفتگوی همراه با خشم ، جر و بحث .

فرهنگ فارسی

( اسم ) گفتگو جر و بحث .

مترادف و متضاد

بحث، جدل، جروبحث، دعوا، گفتگو، مباحثه، مجادله، مرافعه، مشاجره، نزاع لفظی ≠ صلح‌وصفا


کلمات مرتبط

  • بگومگو یا بگونگو کردن
  • بگومگو کردن
  • باومگارتن الکساندر
  • برومو ـ بنزیل ـ سیانید
  • برومور زیلیل
  • بروموکریپتین
  • بنوموسی
  • باوگو
  • برومور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات