Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بکی

تلفظ بین المللی : /bˈaki/ تلفظ :‌ [b'aki]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بکی استن
  • بکی اسمیت
  • بکی ان بیکر
  • بکی جی
  • بکی جیمز
  • بکی دوونی
  • بکی سائربرن
  • بکی شارپ
  • بکی لینچ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بکی . [ ب َ کی ی ] (ع ص ) بسیار گریه کننده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

بکی . [ ب ُ کی ی ] (ع اِ) ج ِ باک و باکی . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).

بکی . [ ب َ کی ] (ع اِ) نباتی است ، بکاة یکی آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به بکا و بکاء شود.

بکی ٔ. [ ب َ ] (...

فرهنگ فارسی

( صفت ) بسیار گریه کننده .
منسوبست به بعلبک چه منسوب باین شهر را بعلی و بکی هر دو گویند .

کلمات مرتبط

  • بکی استن
  • بکی اسمیت
  • بکی ان بیکر
  • بکی جی
  • بکی جیمز
  • بکی دوونی
  • بکی سائربرن
  • بکی شارپ
  • بکی لینچ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات