معانی کلمه : بکا
لغت نامه دهخدا
بکا. [ ب َ ] (اِ) بکاء، بَکی ̍ . نباتی است . (منتهی الارب ). نام یک قسم گیاهی است . (ناظم الاطباء). رجوع به بکاء، بکی ، و تذکره ٔ ضریر انطاکی ص 84 شود.
فرهنگ عمید
گریستن.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بسیار گرینده بسیار گریه کننده.
بکای ماخوذ از تازی گریه ٠ گریه ٠ اشک و زاری ٠ بمعنی گریه که اشک ریخت باشد ٠ گریه ٠
بکای ماخوذ از تازی گریه ٠ گریه ٠ اشک و زاری ٠ بمعنی گریه که اشک ریخت باشد ٠ گریه ٠
دانشنامه عمومی
بکا (نوازنده). بکا (انگلیسی: Becca؛ زادهٔ ۹ مهٔ ۱۹۸۹) یک موسیقی دان اهل ایالات متحده آمریکا است.
wiki: بکا (نوازنده)
گویش مازنی
۱نوعی سوسک ۲نوعی موریانه ۳حشره به زبان کودکان
۱اگرت – پرنده ای از خانواده ی حواصیل ۲در مناطق شرقی مازندران ...
/bakkaa/ اگرت – پرنده ای از خانواده ی حواصیل - در مناطق شرقی مازندران به نوعی حشره گفته شود & نوعی سوسک - نوعی موریانه ۳حشره به زبان کودکان
مترادف و متضاد
۱. اشک ریختن، گریستن، گریه کردن ≠ خندیدن
۲. گریه
