کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بژنگ | کلماتور
معانی کلمه : بژنگ
تلفظ بین المللی :
/beʒˈanɡ/
تلفظ :
[beZ'ang]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بژنگتسا ستارا
قلعه بژنگرد
رزم بانگ
رنگ برنگ
رنگ برنگ شدن
زاغ بانگ
زبان برنگردیدن
ستر بنگ
سر بسنگ امدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بژنگ. [ ب َ ژَ ] ( اِ ) کلید و به عربی مفتاح خوانند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). کلید و آن مصحف است و اصل مدنگ است. ( از انجمن آرای ناصری ) ( از آنندراج ). بزنگ. ( برهان ). || دوائی است که رطوبات را نشف کند. ( نزهةالقلوب ، یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ عمید
بزنگ#NAME?
= بزنگ
فرهنگ فارسی
( اسم ) کلید مفتاح بزنگ .
کلمات مرتبط
بژنگتسا ستارا
قلعه بژنگرد
رزم بانگ
رنگ برنگ
رنگ برنگ شدن
زاغ بانگ
زبان برنگردیدن
ستر بنگ
سر بسنگ امدن
نظرات