Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوی دار

تلفظ بین المللی : /bˈuːj dˈɑr/ تلفظ :‌ [b'u:j d'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • دارای بوی زننده
  • وارنگ بوی دارویی
  • ردای بی استین باشلق دار
  • دنباله دار هیل ـ بوپ
  • دار بی
  • اب کم و بو دار
  • پول دار به کباب بی پول به دود کباب
  • سر بی گناه پای دار می رود اما بالای دار نمی رود
  • بوژی دار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

بوی دار. ( نف مرکب ) دارنده بوی. ( آنندراج ). با بو و دارای رایحه. ( ناظم الاطباء ). دارای بو. دارای رایحه. بابوی. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اِ مرکب ) سگ شکاری که ببوی ، جانور را پیدا کند. ( آنندراج ). بوی پرست وسگ شکاری. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بوی پرست شود.

فرهنگ عمید

دارای بو، آنچه دارای بو باشد.

کلمات مرتبط

  • دارای بوی زننده
  • وارنگ بوی دارویی
  • ردای بی استین باشلق دار
  • دنباله دار هیل ـ بوپ
  • دار بی
  • اب کم و بو دار
  • پول دار به کباب بی پول به دود کباب
  • سر بی گناه پای دار می رود اما بالای دار نمی رود
  • بوژی دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات