بول . [ ب َ ] (ع مص ) کمیز انداختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). کمیز انداختن و شاش کردن . (ناظم الاطباء). کمیز انداختن و شاشیدن . (فرهنگ فارسی معین ). || جاری شدن آب و مانند آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || شکافته شدن . (آنندراج ).
ادرار#NAME?
۱شخم عمیق ۲دره ی کوچک ۳جوانه ی تمشک ۴جاری
ادرار، پیشاب، شاش، گمیز، نجاست ≠ غایط