معانی کلمه : بول
لغت نامه دهخدا
بول . [ ب َ ] (ع مص ) کمیز انداختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). کمیز انداختن و شاش کردن . (ناظم الاطباء). کمیز انداختن و شاشیدن . (فرهنگ فارسی معین ). || جاری شدن آب و مانند آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || شکافته شدن . (آنندراج ).
فرهنگ عمید
ادرار#NAME?
= ادرار
فرهنگ معین
[ ع . ] ( اِ. ) پیشاب ، ادرار، شاش .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:پیشاب (طب جدید)
wikijoo: بول
فرهنگ فارسی
جان آهنگساز و ارگ نواز انگلیسی ( و ٠ حدود ۵۶۲ - ف۱۶۲۸ ٠ م ٠ ) مولف قطعاتی برای ارگ و ویرژینال ٠ توضیح به خطا قطعه [ خداشاه را نجات دهد ] را به دو نسبت داده اند ٠
شاش، پیشاب، کمی
( اسم ) ۱ - پیشاب گمیز شاش ادار. ۲ - ( مصدر ) گمیز انداختن شاشیدن .
کمیز انداختن . کمیز انداختن و شاش کردن . یا جاری شدن آب و مانند آن .
شاش، پیشاب، کمی
( اسم ) ۱ - پیشاب گمیز شاش ادار. ۲ - ( مصدر ) گمیز انداختن شاشیدن .
کمیز انداختن . کمیز انداختن و شاش کردن . یا جاری شدن آب و مانند آن .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱شخم عمیق ۲دره ی کوچک ۳جوانه ی تمشک ۴جاری
/bool/ شخم عمیق - دره ی کوچک ۳جوانه ی تمشک ۴جاری
مترادف و متضاد
ادرار، پیشاب، شاش، گمیز، نجاست ≠ غایط
urine (اسم)
شاش، ادرار، بول، پیشاب، زهر اب
