معانی کلمه : بوف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
= بوم٢: تو باز سدره نشینی فلک نشیمن توست / چرا چو بوف کنی آشیان به ویرانه (ابن یمین: ۵۱۰ حاشیه ).
فرهنگ معین
( اِ. ) جغد.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:جغد
wikijoo: بوف
فرهنگ فارسی
بوم، جغد، کوف هم گفته اند
( اسم ) جغد
( اسم ) جغد
دانشنامه عمومی
بوف به معنی جغد است.
بوف نام یکی از رستوران های زنجیره ای ایران است.
بوف کور نام رمانی از صادق هدایت است.
بوف نام یکی از رستوران های زنجیره ای ایران است.
بوف کور نام رمانی از صادق هدایت است.
wiki: بوف
مترادف و متضاد
بوم، جغد، کنگر، کوف، کوکنک
owl (اسم)
جغد، بوف
واژه نامه بختیاریکا
تاول؛ تورم
تشکی پر شده از کاه که درون گهواره کودک نهند؛ لانه؛ آشیانه
تشکی پر شده از کاه که درون گهواره کودک نهند؛ لانه؛ آشیانه
