Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوس

تلفظ بین المللی : /bˈuːs/ تلفظ :‌ [b'u:s]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • بؤس
  • بوس هیرونیموس
  • بوس و کنار
  • بوس و کنار کردن
  • بوس و ماچ
  • بوس و ملچ
  • بوس دادن
  • بوس کردن
  • بوس ئورد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بوس . [ ب َ ] (ع مص ) بوسیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آمیختن . || درشت گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

بوس . (اِ) مخفف بوسه است و بعربی قبله گویند. (برهان ). معروف است و اصل آن بوسیدن است . (از انجمن آرا). اعراب ، ضم آنرا فتح کرده ، بوس گویند و در خود آورده اند وتصرف کرده اند بر این کار مطبوع راحت انگیز و شیرین بمعنی عذ...

فرهنگ عمید

سختی، مصیبت، دشواری.

۱. بوسه.
۲. (بن مضارعِ بوسیدن) = بوسیدن
۳. بوسنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): آستان‌بوس، پابوس، دست‌بوس.
⟨ بوس‌وکنار: کسی را در کنار یا در آغوش خود گرفتن و بوسیدن.

۱. بوسه.۲. (بن مضارعِ بوسیدن ) = بوسیدن۳. بوسنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): آستان بوس، پابوس، دست بوس.* بوس وکنار: کسی را در کنار یا در آغوش خود گرفتن و بوسیدن....

فرهنگ معین

( اِ. ) بوسه .
(بُ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - تنگی ، سختی . ۲ - فشار. ، نعم و ~نرمی و درشتی ، سستی و سختی ، ناز و تنگی .

دانشنامه آزاد فارسی

بوس (Beauthorce)بخشی در جنوب غربی پاریس، با حدود ۷هزار کیلومتر مربع مساحت. شامل قسمت هایی از ولایت های اور ـ اِ ـ لوآر، لوآر ـ اِ ـ شر، و لوآر است. ناحیه ای بسیار حاصل خیز برای کشت گندم به شمار می رود. شارتر مهم ترین شهر آن است.wikijoo: بوس...

فرهنگ فارسی

سختی، فقر، تنگدستی
( اسم ) ۲ - گاه در ترکیب بمعنی ( بوسی ) آید : پابوس دستبوس ( بدستبوس شما آمده ) ۳ - ( اسم ) گاه در ترکیب بمعنی ( بوسنده ) آید : آستان بوس دستبوس ( بنده زاده دستبوس است ) . یا بوس و کنار . بوسیدن و در آغوش کشیدن .
(( از ب و س ) ) بوسیدن . یا آمیختن . یا درشت گردیدن .

دانشنامه عمومی

بوس می تواند به موارد زیر اشاره کند:بوسهروبوسییک بوس کوچولو عنوان فیلم سینمایی به کارگردانی بهمن فرمان آرا ساخت ۱۳۸۴wiki: ایالات متحده آمریکا بیانسه است که در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۳ (۲۰۱۳-12-۱۶) منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم بیانسه (آلبوم) قرار داشت.این تک آهنگ در چارت های ، جزو ده ترانه اول قرار گرفت.wiki: بوس (ترانه)...

گویش مازنی

پاره پاره شده

/boos/ پاره پاره شده

مترادف و متضاد

خشم، غضب

سختی، شدت

دلیری، شجاعت، قوت

بیم، ترس، خوف، هراس

بوسه، قبله، ماچ ≠ گاز

۱. خشم، غضب
۲. بیم، ترس، خوف، هراس
۳. سختی، شدت
۴. دلیری، شجاعت، قوت

buss (اسم)بوس، بوسه، ماچkiss (اسم)بوس، بوسه، ماچ...

کلمات مرتبط

  • بؤس
  • بوس هیرونیموس
  • بوس و کنار
  • بوس و کنار کردن
  • بوس و ماچ
  • بوس و ملچ
  • بوس دادن
  • بوس کردن
  • بوس ئورد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات