Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بودنی

تلفظ بین المللی : /buːdˈani/ تلفظ :‌ [bu:d'ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • بودنی سمیون
  • نار بودنی
  • روا بودنی
  • دل بودنی
  • ایمانتس بودنیکس
  • کیم بودنیا
  • یوویتا بودنیک
  • روزه بودن
  • زبان بودن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بودنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) درخورِ بودن. لایق ِ بودن. ( فرهنگ فارسی معین ) : بودنی بود می بیار اکنون رطل پر کن مگوی بیش سخون.رودکی. || ( اِ ) چیزی که وجود داشته باشد. موجود. مکون. ( فرهنگ فارسی معین ). وجود. موجود. چیزی که وجود داشته باشد و ممکن بود. ( ناظم الاطباء ) : رفته و فرمودنی مانده و فرسودنی بود همه بودنی کلک فروایستاد.منوچهری.- بودنی بود ؛ چه چیز است که بوده باشد و یا خواهد بود. ( ناظم الاط...

فرهنگ عمید

۱. درخور بودن.
۲. آنچه وجود داشته باشد.
۳. [قدیمی] قضاوقدر، سرنوشت.

فرهنگ معین

(دَ )( اِ. )۱ - پیشامد،ماجرا. ۲ - سرنوشت .

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) در خور بودن لایق بودن . ۲ - ( اسم ) چیزی که وجود داشته باشد موجود مکون . ۳ - ممکن مقابل واجب . ۴ - ماهیت ۵ - آینده . ۶ - حادثه .

کلمات مرتبط

  • بودنی سمیون
  • نار بودنی
  • روا بودنی
  • دل بودنی
  • ایمانتس بودنیکس
  • کیم بودنیا
  • یوویتا بودنیک
  • روزه بودن
  • زبان بودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات