Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوخ

تلفظ بین المللی : /bˈuːx/ تلفظ :‌ [b'u:x]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • بوخ ام ارلباخ
  • بوخ ام بوخراین
  • بوخ ام فورشت
  • بوخ ام والد
  • بوخ انهالت
  • بوخ این تیرول
  • بوخ زانکت ماگدالنا
  • بوخ گایسلدورف
  • انابرگ بوخ هولتس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

بوخ . (ع اِ) درهمی کار. (منتهی الارب ) (از آنندراج ).

بوخ . [ ب َ ] (ع مص ) فرونشستن آتش و خشم یا حرارت و تب . سست شدن گرما و آتش و خشم و تب . (تاج المصادر بیهقی ). || مانده شدن کسی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بماندن . (تاج المصادر بیهقی ). || پدید آمدن راز و یعدی بالباء. (المصادر زوزنی چ بینش ص 63)....

فرهنگ فارسی

درهمی کار

دانشنامه عمومی

بوخ (برلین). بوخ (به آلمانی: Berlin-Buch) یک منطقهٔ مسکونی در آلمان است که در Pankow واقع شده است. بوخ ۱۳٬۱۸۸ نفر جمعیت دارد.wiki: شهر در آلمان است که در Verbandsgemeinde Nastätten واقع شده است.فهرست شهرهای آلمانwiki: نوی-اولم واقع شده است.فهرست شهرهای آلمانwiki: بوخ (شوابن)...

کلمات مرتبط

  • بوخ ام ارلباخ
  • بوخ ام بوخراین
  • بوخ ام فورشت
  • بوخ ام والد
  • بوخ انهالت
  • بوخ این تیرول
  • بوخ زانکت ماگدالنا
  • بوخ گایسلدورف
  • انابرگ بوخ هولتس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات