chafe (فعل)ساییدن، خون کسی را بجوش اوردن، بوسیله اصطکاک گرم کردن، اوقات تلخی کردن به، خراشیدن، به هیجان اوردن، سابیدنinflame (فعل)سوزاندن، سوزش کردن، به هیجان اوردن، بر افروختن، دارای اماس کردن، ملتهب کردن، اتش گرفتن، عصبانی و ناراحت کردن، مشتعل کردن، سوزش دادنelectrify (فعل)الکتریکی کردن، برق زده کردن، به هیجان اوردن، تحت تاثیر برق قرار دادنenflame (فعل)به هیجان اوردن، بر افروختن، دارای اماس کردن...